دلم خواب می خواهد

در چشم هایت

تا ضربان قلبم بالا برود

خون از رگ هایم شتک بزند

و تو چشم هایت را ببندی

تا خط های ممتد در من جریان پیدا کند

 

هوای امشب

صدای تو را دارد

مرا می گیرد

تا به مرزهای بی قراری بزنم

سرم را

به شیک ترین شکل زمین

از ارتفاع هایی که کلاه از سر می اندازند

 

بگذار بخوابم در پوست پنجره ای

که رطوبت

بالا آورده اش

 

 

 

محمد جنابادی