دختری در قنداق تفنگش می خوابد

با گل های یخ

در سینی های دست به دست شده مردان تاس

در شیب تنگستان

این گوزن درچله ی تفنگی میدود

در لنزهای بسته شده.

 

 

اخرین بار در ظرف ظهور عکس های نیم تنه اش

دریا چقدر طوفانی بود

در عکاسخانه های ساحل فریدونکنار

در شباهت غریب چشم هایش

با دردهای متوالی بنفش

وقتی که سالهاست شنا کردن از یاد برده ام

 

 

اتاق پر از ریسمان های خط کشی شده

با عکس های نیم تنه پوشیده

در لهجه لنزهای بسته

در اتفاق مادرزادی.

همیشه مادرها نابجا دردشان میگیرد

در شاخ های یک گوزن

در چله تفنگ

در شیب تند گونه های تنگستان ...

 

 

تمام اسلحه های دنیا را باید ارام چکاند

در یکی از قنداق های جهان

دختری خواب میبیند

شیر مادرش را مردان بدون مو

در سینی های گل یخ

به میهمانی هالووین میبرند.

 

 

محمد جنابادی
آذر نود و یک