صدای تو را

بلند

باید شنید

 

به بلندای سپیدارهای خاطرات کودکی‌ام

گوشم را

به لبانت  نزدیک‌تر که می‌کنم

بلند بخوان

تو؛

 

خون‌ریزی‌های جهان تمام می‌شوند

و دیگر هیچ پای کودکانه‌ای

در مزرعه های مین

نعره نمی‌زند

تا زمین دردش بگیرد.

 

 

بلند بخوان

تو؛

حتا اگر پروانه ی پیرهنت

بِپرد

برود

هوشِ کوچه ی سیزدهم تمام محله های اعیانی کره‌ی زمین

برسد به ماه...

به عقل من قد نمی‌دهد!

 

 

تو بلند

تو بخوان

بالا

دست‌......

کودکان یخ‌زده‌ی زلزله

بچه های جنگ

کاسب‌های کوچک خیابان

بامن.

 

 

تو بخوان

بلند بخوان

مجوزش با من

 

 

 

 

محمد جنابادی

اسفند نود و یک