وضعیتم خطرناک است

و تلفاتم سنگین

به اندازه بمب گذاری در سینما آزادی

وقتی‌که جداییِ...

در حال اکران است

 

 

خطرناک است

شکل صندلی های سینما

مثل توطئه‌ی فامیلی

در چشم‌هایی که از پشت قاشق‌ها در حال پاییدنت هستند

از دورِ میزی که روی من پهن می‌شود

 

 

خطرناک

شبیه پیاده‌روی یک مرد

که روی صندلی‌های چرخ دار

دست به انتحار می‌زند

در ماجرای تو

شهرِ رطوبت زده‌ای

در من فندک می‌زند

پای چپی که قرار نیست راه بیاید امشب

 

 

وضعیتم

شبیه خط‌های ممتدِ اتاق‌های عمل

خطرناک است

شبیه دلی که

بی‌جا بسته می‌شود

جایی که در فکرت نیست

 

 

 

 

 

محمد جنابادی
22 بهمن نودو یک