مثلث ترانه ی بی ضلع
پیوند نا مبارک شعر و موسیقی در ترانه سریال خداحافظ بچه
الف- معرفی آواز:
علی لهراسبی با تیتراژهایی مثل سریال کلبه سفید(1379) دریایی ها ( 1381) برنامه صبح بخیر ایران (1383) و پیله های پرواز(1384) خود را به گوش علاقمندان موسیقی پاپ اشنا کرد. البته تیتراژ سریال بی راه ها زمینه ساز آلبومی شد و تیتراژ برنامه عبور شیشه ای نسبتا معروفیت بیشتری برای او داشت, و در این اواخر سریال هایی چ
ون شیدایی, دلنوازان و فاصله ها نیز کارنامه او را کاملتر کرد و امسال هم سریال خداحافظ بچه متاسفانه چنگی به دل نزد.
اگر چه بیشتر این قلم به دنبال نقد ترانه این سریال است و نه کل آثار لهراسبی, اما باید گفت موفقیت یک سریال نیز در جذب مخاطب برای شنیدن تیتراژ پایانی بی تاثیر نمی باشد, انچنان که به نگاه حرفه ای تر ترانه سریال دلنوازان حرفه ای تر و جذاب بود که این نیز بازخوردی از پس موفقیت سریال نیز بود.
ب- معرفی ترانه سرا:
سرکار خانم حدیثه دهقان صاحب کتاب مجموعه ترانه ی(مریضم کرده تنهایی) (1391) و ترانه دو سریال فاصله ها(89) و خداحافظ بچه(91) را در کارنامه دارد, اگرچه از ذوق و تکنیک های شعری بهره ای دارد اما در ساختن ترانه برای تلفیق با موسیقی به ویژه در سریال اخیر مشخص است هیچگونه علم و تجربه کافی ندارد.
تحصیلات زبان خارجه نیز نتوانسته کمکی به موسیقی شعر(ترانه) او کند. البته ایشان غیر از این دو سریال همکاری های دیگری با پویا بیاتی, فواد غفاری و علی لهراسبی بخصوص در البوم( تصمیم) لهراسبی داشته است, اما فقط تیتراژ فاصله ها آن هم به قدرت پر مخاطبی سریال و آواز خواننده کمی بر سر زبان افتاد.
ج- ترانه فاصله ها:
این شعر (ترانه) به شکل قالب مثنوی و بحر عروضی هزج ( مفاعیلن) در نه بیت گفته شده است که بیت ششم در سریال خوانده نشده و بیت هشتم نیز با سانسور صدا سیمایی اجرا شده است.
آن دو بیت بعلاوه بیت اول را اینجا می آوریم:
(( اگه فاصله افتاده, اگه من با خودم سردم
تو کاری با دلم کردی, که فکرشم نمیکردم
...
چه تلخ تو همون باشی, که تنهایی مو میسازه
یه چیزی جا بذار اینجا, منو یاد تو بندازه
مریضم کرده تنهایی, ببین چه سرد و خاموشم
من اونقدر اشک میریزم که برگردی به آغوشم))
((نشریه استانی سلیم شماره 335 یکشنبه 26شهریور 89))
این ترانه هم زبان ساده و هم وزن عروضی تکراری روان ( تکرار مفاعیلن) دارد که خواننده هم با ریتمی ساده ( تنن تن تن تتن تن تن) آن را اجرا میکند. البته شعر از لحاظ قدرت تکنیک شعری یک دست نیست و صحنه های سست و ضعیف هم دارد. مثلا بیت سوم با همه زیبایی محتوایی و تنها بارقه امید در شعر, ولی بلحاظ شاعرانگی چیزی ندارد و حتی قافیه شعر نیز به زور پسوند تفضیلی (تر) کوک شده است:
(( نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه
همیشه لحظه اخر خدا نزدیکتر میشه))
د- خداحافظ بچه:
اگر چه بررسی ما خود سریال نیست, ولی گفتیم که جذب مخاطب در اقبال یک تیتراژ بی تاثیر نیست. اما دایره کم کاراکترهای سریال و مشکل نازائی که خوشبختانه در ایران خیلی دایره وسیعی ندارد و بازی مصنوعی مهراوه شریفی نیا و شهرام حقیقت دوست در این سریال با ماجراجویی های بسیار کودکانه در نشان دادن حس پدر و مادری, همه و همه که در نقدهای علمی خواهد شد, هرگز این سریال را دغدغه چشم ها نکرد. انگار عوامل تیتراژ میدانستند که چه سریالی است و دست کم در پیوندشعر و موسیقی برایش مایه نگذاشتند و شاید هم بهانه های معمول یعنی کمبود فضای وقت و ترافیک تهران باعث این شتابزدگی شد. اما به هر حال ترانه این سریال هم دچار عیب های بزرگ تکنیکی به خصوص موسیقی شعر میباشد و از طرفی هم در اجرای لهراسبی بخصوص بعضی بندها چنان نچسبیده است که به مردم هم نچسبید!!!
ترانه را میتوانیم به 6 بند تقسیم کنیم که به لحاظ قالب های شعری در همون حد ترانه مانده است و قافیه ها نتوانسته اند از سرگردانی بیرون بیایند. اگر چه در کتاب خانم دهقان نیز اینگونه قالب بندی که به چارپاره شبیه است زیاد دیده میشود.
ترانه از بحر عروضی هزج البته نزدیک به ترانه های بابا طاهر ( مفاعیلن- مفاعیلن- فعولن) استفاده کرده است, ولی بندهایی در شعر خودآگاه یا ناخودآگاه دچار بی وزنی و کم وزنی شده اند. شاید از مد جدید مانکنیسم که کمبود وزن زیبایی حساب می شود پیروی میکند!
در بند اول:
(همه شهر و به هم......... نمی پرسی ولی من راست میگم)
وزن مبنا کاملا رعایت شده است. اما در بند دوم:
( تو میبخشی همه دیروز منو تو میدونی حال هر روز منو)
وزن عروزی بویژه در قسمت ( حال هر روز) کلا خارج میشود و حتی در تقطیع به بحر رمل (فاعلاتن) نزدیک میشود.
در قسمت ( ولی از تو بعیده.....) استفاده بیش از حد از اختیارات شاعری و سکته وزنی بخصوص قسمت( خدا را واسه من) به قدری مشهود است که حتی خواننده نیز هرچه سعی کرده با تندخوانی و تبصره های آوازی آن را بپوشاند یا حداقل با آن کنار بیاید نتوانسته است و قطار وزنی ترانه چنان به تلق تلوق می افتد که حتی مخاطبان معمولی ترانه نیز در این قسمت ها می گویند: ( چرا یکهو اینجای ترانه اینطوری شد؟) که جواب ساده است: ( جاده وزن اشکال دارد).
این ماجرا دربند ( یه وقتا باعث...) به روال عادی برمیگردد که دوباره موسیقی وزنی دقیق و درست می شود.البته در همین قسمت نیز یک تپق کوچک داریم وقتی در بیت اول کلمه آخر را خواننده می گوید(میگیرم) در حالی که اگر به لهجه اطراف گرگان (مگیرم) آن را بخوانیم درست میشود.
اما وقتی قطار ترانه به این بند (فقط باید صدا....) وارد میشود انگار در ریل شکسته ای افتاده است انچنان که وقتی میگوید (صدا کنیم) در واقع وزن وقتی درست می شود که باید بگوید: ( صدا کنم) یعنی از نظر علمی هجای کشیده به هجای بلند امده است و یک واج اضافه دارد ( کنیم = ک + نیم)( نیم= _U ). و خواننده نیز خیلی در ان قسمت ها سعی کرده با اجرا تپه چاله ها را بپوشاند, اما هرگز موفق نشده است, شاید اوازه خوان نتواند وزن عروضی را بصورت علمی تقطیع کند ولی موسیقی بیرونی شعر چنان محسوس است که حتی در اختیارات شاعری هم گوش مخاطب عادی نیز مکث میکند.
البته در وزن شعر بخصوص در ترانه غیر از وزن عروضی ادبیات فارسی,وزن های دیگری مثل وزن های هجایی و بخصوص وزن ایقاعی وجود دارد وموسیقی شعر فقط عروض نیست, اما این بدان معنا نیست که اشکال وزنی را با این ریاضیات توجیه کنیم.
ترانه مورد نظر ما از دیگر عناصر نیز رنج میبرد مثلا:
زبان شعر اصلا یک دست نیست و ترکیب هایی نظیر ( بلندم کردی, ازچشم افتاده بودم, مرد بازی نبودن, از تو بعیده, بهم زدی, بلاتکلیف کرده, عذابم میدی, از رو نمیرم, دستش بازه) با تمام بازی های زبانی و تلاش در صحنه سازی های مختلف روحی قهرمان شعر, نتوانسته است روایتی یک دست را ارائه دهد, چنان که تلفظ واژگان ((دوتامونو)) در کنار ترکیب عربی ((بلاتکلیف)) با هیچ گلوی ذوقی قابل هضم نیست. در بندی دو فعل ( نبودی--- نبودم) اولی در کاربرد فعل خاص ( به معنی وجود نداشتن- اگر نبودی) و دومی فعل ربطی ( مرد نبودن) خارج از اینکه باز صفت مردی بعنوان مثبت بودن انسانی امده است و از صفت مردسالاری کهنه حکایت دارد. فعل (نبودی) بدون کمک واژگان دیگر ( اگه تو نبودی) سرگردانی معنایی دارد که خواننده هر دو فعل را با یک لحن می خواند. البته همین ظرافت هاست که بین علی لهراسبی و محسن چاووشی کیلومترها فاصله می اندازد. ویا اگر در مصرع دوم همین بند واژه ( بین) نبود کلمه ( ماست) که مخفف ( بین ما است) میباشد را می بایست نفهمیم اگر چه حتی همین زبان طنز واژه ( ماست) را در کنار دیگر لبنیات به ذهن می اورد! ضمن اینکه موسیقی کناری ( قافیه و ردیف) در بند دوم (ماست میگم--- راست میگم) بسیار در شعر کلاسیک و ترانه های پاپ تکرار شده است. در کل ترانه های خانم دهقان به لحاظ موسیقی کناری ( قافیه, ردیف و...) چشم انداز هنری ندارد و اینجاست که فرق ترانه های خانم دهقان و ترانه های آثار احسان خواجه امیری و محشر را میفهمیم.
ه- خواننده یا شاعر؟!!!
وقتی موسیقی و شعر با هم اجرا می شود روش های مختلفی است, مثلن ترانه ای برای یک قطعه موسیقی ساخته میشود یا بلعکس و یا حتی هم زمان متولد شوند. اما اگر بپذیریم که تیتراژ پایانی این سریال موفق نبوده است گنهکار کیست؟
آقای لهراسبی در مصاحبه ای با روزنامه جام جم( پرونده, سه تیر 91, قاب کوچک) چنان از نظرات شخصی بر ترانه سخن میگوید که انگار خودش ان را سروده و حتی اسمی از خانم دهقان نمی برد. می گوید:
( .... من عاشقانه خوانم ولی در فاصله ها این دغدغه را داشتم که چه مضمونی از عشق را باید در ان بیان کنم..... خیلی فکر کردم وآخر عشق پدر به پسر را انتخاب کردم و هدفم را در شعر اوردم(( تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمیکردم)) منتها این ترانه را به گونه ای نوشتیم که بعد از سریال هم مستقل باشد و خیلی ها بتوانند با ان همزاد پنداری کنند...)
و حال این روایت از لهراسبی با گفته های خانم دهقان در مصاحبه ایشان با نشریه استانی سلیم ( گرگان-هفته نامه سلیم- شماره 335- یکشنبه 21شهریور 89) کاملا تناقض دارد انجایی که یکی از دوستانشان خانم شهریاری لباس مصاحبه گر را می پوشد و از او پرسیده میشود:
(ایا اول ملودی را به شما دادن و بعد ترانه را روی ملودی گفتید یا نه ملودی روی ترانه شما ساخته شد؟)
سرکار خانم دهقان جواب میدهند:
( خیر ملودی روی ترانه بنده ساخته شده!)
و حتی در جایی دیگر از زبان دیگران به خواندن گام بلند لهراسبی به این شعر اعتراض می کند. و این نیز خود داستانیست که کدام یک حرف اخر را میزنند؟!!!
و- حرف آخر:
موسیقی پاپ هنوز در ایران اسلامی جوان است ولی چنان در همین سن کم پیشرفت داشته که حیرت انگیز بوده است و در بین جوانان بخصوص پایتخت با جدیت دنبال میشود. وحالا قلمی پیدا شده است که حتی نت های کوتاه- بلند – کشیده و کشیده تر خواننده را با هجاهای شعر دنبال میکند. و بقول محققین موسیقی کلاسیک مثل اقایان دهلوی و لطفی ( افاعیل عروضی) با (اتانین موسیقی) باید تناسب و هماهنگی داشته باشد. این همه نشانگر توسعه و پیشرفت است. جریان شعری ایران بخصوص از نیما به بعد نیز چنان قدرتمند است که نمیتوان یک ماه یک کار ضعیف و پر اشکال از شبکه سراسری و پرمخاطب شنیده و ان را در نظر نگرفت. حال امیدواریم که اقای لهراسبی به جای چین اخم از نقد ما چنان به کیفیت کارهایش بپردازد که مجبور نباشد برای فروش البوم (تصمیم) ش کارت قرعه کشی یک دستگاه خودرو (MWM) ( هشت بهمن نود) بگذارد و مردم را به امید سوار شدن بر (MWM) سی دی انرا بخرند, اگر چه شنیده ام برنده ان ماشین هم در داخل ماشین ش لهراسبی کمتر گوش میکند. و به خانم دهقان پیشنهاد میکنم چند کتاب در زمینه موسیقی شعر مثل عروض دکتر ماهیار و موسیقی شعر دکتر شفیعی کدکنی را مطالعه کنند یا کلاس عروض دکتر شمیسا را شرکت کنند تا با وجود جریان قدرتمند شعری گرگان مجبور نباشند با دوستشان خانم شهریاری که اصلن روزنامه نگار نیست مصاحبه کنند. ویا اینکه دست به دامن اشعار روزبه بمانی در شعر فاصله ها بشوند!
متن ترانه خداحافظ بچه به روایت اواز لهراسبی:
((همه شهرو بهم می زدم اما
چقد پیش تو بی اراده بودم
درست وقتی بلندم کردی از جا
که از چشم همه افتاده بودم
نبودی مرد این بازی نبودم
از این حسی که بین ماست میگم
گمونم این تمام عشق باشه
نمی پرسی ولی من راست میگم
{ خدا}! تو میبخشی همه دیروز منو
تو میدونی حال هر روز منو
بدی از تو بعیده،از تویی که
خدارو واسه من تعریف کردی
سر چی با خودت بهم زدی که
دوتامونو بلاتکلیف کردی؟
یه وقتا باعث آشفتگیمی
یه وقتا از تو آرامش میگیرم
به حدی بستگی دارم بهت که
عذابم میدی و از رو نمیرم
فقط باید صدا کنیم کسی رو
که دستش بازه می تونه ببخشه
خدا خاصیت دستاش اینه
که بی اندازه می تونه ببخشه))
( حدیثه دهقان)
محمدجنابادی
چاپ در دو قسمت در نشریه استانی گلشن مهر (گلستان. سمنان. مازندران)
قسمت اول: چهارشنبه 8 شهریور 1391
قسمت دوم: دوشنبه 13 شهریور 1391
با تشکر از نیما صفار سفلایی مسئول صفحه ادبی و هنری گلشن مهر